تبلیغات
 رویای خیس - متن غمگین و دلشکسته

متن غمگین و دلشکسته


هر قدمی که دورتر میشوی
انگاردنیا هم تنگتر میشود !
تا آنجا که
تنها نقطه هائی باقی میمانند…
که آنها هم میشوند سهم نوشته هایم…
میشوند “سه نقطه”
میشوند سکوت
میشوند بغض
میشوند جائی که درست…
دلتنگی از آنجا آغاز میشود…




ﺧﯿﺮﻩ ﺍﻡ ﺩﺭ ﭼﺸﻢِ ﺧﯿﺴﺖ ﺣﺴﺮﺗﻢ ﺭﺍ ﺩﺭﮎ ﮐﻦ
ﻗﺒﻠﻪ ﺍﻡ ﺑﺎﺵ ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ ، ﻧﯿﺘﻢ ﺭﺍ ﺩﺭﮎ ﮐﻦ
ﺍﯼ ﮐﻪ ﺭﻭﯾﺎﯾﺖ ﺩﻟﯿﻞِ ﮔُﻨﮓِ ﻋﺼﯿﺎﻧﻢ ﺷﺪﻩ ﺳﺖ
ﺷﻌﺮﻫﺎﯾﻢ ،ﮔﺮﯾﻪ ﻫﺎﯾﻢ ، ﺧﻠﻮﺗﻢ ﺭﺍ ﺩﺭﮎ ﮐﻦ

ﻋﺸﻖ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺷﺎﻧﻪ ﯼ ﺍﺳﻄﻮﺭﻩ ﻫﺎ ﺑﺎﺭﯾﺪﻩ ﺍﻡ
ﺭﺩِّ ﺍﺷﮏِ ﻧﯿﻤﻪ ﺷﺐ ﺑﺮ ﺻﻮﺭﺗﻢ ﺭﺍ ﺩﺭﮎ ﮐﻦ
ﻏﺮﻕِ ﺁﻏﻮﺷﺖ ﺷﺪﻡ، ﺍﺣﺴﺎس من ﺩﺭ ﺑﻨﺪ ﺗﻮﺳﺖ
ﺗﺎ ﺍﺑﺪ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﻤﺖ ﺍﯾﻦ ﺣﺎﻟﺘﻢ ﺭﺍ ﺩﺭﮎ ﮐﻦ

ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﺑﻮﺩﻧﻢ ﺑﺎﺗﻮ ﻋﻼﻣﺖ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﺍﺳﺖ !
ﺗﻮﯼ ﺗﻘﻮﯾﻤﻢ ﺑﻤﺎﻥ ﻭُ ﻋﺎﺩﺗﻢ ﺭﺍ ﺩﺭﮎ ﮐﻦ
ﮔﺮﭼﻪ ﻧﻘﺶِ ﻣﻨﻔﯽ ﺍﻡ ﺭﺍ ﺧﻮﺏ ﺍﯾﻔﺎ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻡ
ﺩﺭ ﻏﺰﻝ ﻫﺎ ﺟﻨﺒﻪ ﻫﺎﯼ ﻣﺜﺒﺘﻢ ﺭﺍ ﺩﺭﮎ ﮐﻦ

ﺍﺯ ﻗﺮﺍﺭﻡ ﺑﺎ ﺗﻮ ﯾﮏ ﻋﻤﺮ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ من ﺁﻭﺍﺭﻩ ﺍﻡ!
ﻻ ﺍﻗﻞ ﺩﻟﺸﻮﺭﻩ ﻫﺎﯼ ﺳﺎﻋﺘﻢ ﺭﺍ ﺩﺭﮎ ﮐﻦ…




دود کن…
دود کن بودنم را…
دود کن حرف های عاشقانه ام را…
نگاهم را…
دل تنگم را…
خاطراتم را…
اشک هایم را…
همه را بر سر سیگاری جمع کن…
آتش بزن و دود کن…
مچاله شدن آنچه را ساخته بودیم ببین!
همه ی این ها روزی برایت حسرت میشوند…
آتش را تو زدی…
دودش را تماشا کن..!




گاهی چه اصرار بیهوده ای است…
اثبات دوست داشتَنمان به آدمها…
معرفتهای بی جایمان…
دوست داشتَنهای زیادیمان..
بَها دادنِ بیش از حدمان…
تلاشهای بی مورد برای حفظ دوستی هایمان…
اما …
باور کنید بیشتر دوستمان دارند وقتی…
دوستِشان نداشته باشیم…
سُراغشان را نگیریم…
حتی حالشان را هم نپرسیم…
وقتی برای آدمهای بی محبتِ امروزی…
با معرفت بودن…
و بی معرفت بودن…
خوبی و بدی…
یکی است…
پس چرا خودمان را خسته کنیم…



گیرم فرامـوشت کنم، در گیر و دار روزها
اما چه با قلبم کنم؟ با دردها، با سوزها …

گیرم که خاموشت کنم با اشک های خود، ولی
من را به آتش می کشد دلداری دلسوزها

با شوق یک فردای خوش، راحت نفس خواهم کشید
اما اگر رخصت دهد این بغض ِ از دیروزها

راهی به پهنای جهان هم باز باشد باز هم
پابند بام خویشتن هستند دست آموزها

فتح بلندای وصال، یعنی شروع بازگشت
ای عشق! ما را خط بزن از دستۀ پیروزها



تو را هیچگاه نمی توانم از زندگی ام پاک کنم چون تو پاک هستی

می توانم تو را خط خطی کنم که آن وقت در زندان خط هایم برای همیشه ماندگار میشوی

و وقتی که نیستی بی رنگی روزهایم را با مداد رنگی های یادت رنگ می زنم




در هوایت بیقرارم، بیقرارم روز و شب
سر ز کویت برندارم، برندارم روز و شب
جان روز و جان شب ای جان تو
انتظارم انتظارم روز و شب
زان شبی که وعده کردی روزه بست
روز و شب را می‌شمارم روز و شب
ای مهار عاشقان در دست تو
در میان این قطارم روز و شب
در میان این قطارم، این قطارم روز و شب
در هوایت بیقرارم، بیقرارم روز و شب
سر ز کویت برندارم، برندارم روز و شب
جان روز و جان شب ای جان تو
انتظارم انتظارم روز و شب
روز و شب را همچو خود مجنون کنم، مجنون کنم
روز و شب را کی گذارم روز و شب، روز و شب





طبقه بندی: متن غمگین و دلشکسته،

تاریخ : 1394/03/9 | 21:53 | نویسنده : فاضل زینلی | نظرات

  • paper | اخبار وب | تیم بلاگ